جمعه, ۰۷ آبان ۱۴۰۰

مقاله ها

دانشنامه ـ مطالب مفید

عدم اتکاء منابع مالی مؤسسات خیریه به بودجه های دولتی یا بنگاههای اقتصادی پایدار،چالش مهم مؤسسات خیریه است.این مهم اصل برنامه ریزی منسجم را با مشکل مواجه می سازد،زیرا ارائه خدمات و انجام تکالیف پذیرفته شده و اجرای تعهدات و حمایت های وعده داده شده این مؤسسات به جامعه هدف آنها که از اقشار آسیب پذیر جامعه می باشند را با تنگنا و ناکامی مواجه می سازد.زیرا مؤسسات خیریه آخرین پایگاهی هستند که اقشار آسیب پذیر به امید دریافت کمک و مساعدت به آنها مراجعه می نمایند.

بخش مهم منابع مالی مؤسسات خیریه توسط نیکوکاران و خیرین،اعضاء تشکل ها و حامیان آنها و یا از طریق نذورات و خیرات و صدقات مردم عادی تامین می شود که جملگی به توان اقتصادی و درآمدهای معمول این بزرگواران و حامیان وابسته است.پر واضح است زمانی که یک نیکوکار و اهل خیر به هر دلیل با کاهش و کمبود درآمد مواجه می شود کمک های پرداختی وی به مؤسسات خیریه کاهش می یابد یا قطع می گردد ،طبیعی است که مؤسسات خیریه نیز نمی توانند و شایسته نیست که مشابه طلبکاران عمل نمایند و درخواست دریافت کمک خود و مساعدت به خود را تکرار و اصرار نمایند.

نتیجه چنین فرآیندی کاهش ارائه خدمات این مؤسسات به اقشار آسیب پذیر و نیازمند جامعه می باشد که این خود می تواند باعث نارضایتی و بروز چالش های اجتماعی دیگر شود.

اینجا است که نقش و جایگاه استراتژیک سیاست گذاری کلان ملی دولت مطرح می شود که بایستی در چنین شرایطی به یاری این مؤسسات بشتابد،تا چرخه کمک رسانی قطع نگردد.

سه راهکار می تواند مورد عنایت دولت قرار گیرد:

  1. پیش بینی اعتبار خاص در بودجه های سالیانه دولت تا در این مواقع بصورت ارائه کمک های بلاعوض یا وام های بدون بهره بیاری مؤسسات خیریه بشتابد.
  2. اتخاذ سیاست های حمایتی و پشتیبانی کننده از طریق تشویق و ترغیب و وادارسازی بنگاه های اقتصادی کلان مالی برای اختصاص سهمی از منابع مالی و درآمدهای خود به مؤسسات خیریه برای جبران این کمبودها و ناتوانی ها و انجام مداخلات و حمایت ها توسط آنان
  3. انجام پشتبانی و فراهم سازی تسهیلات توسط دولت برای انجام فعالیت های اقتصادی توسط مؤسسات خیریه برای حصول درآمدهای پایدار جهت کمک رسانی به نیازمندان که البته این روش خود مباحث دیگری را به همراه دارد.

ذکر این نکته ضروری است آنچه عنوان گردید موضوع مهم همه مؤسسات خیریه کشور است البته به استثناء چند مؤسسه خیریه بسیار بزرگ که با اعمال مدیریت قوی و تبلیغات گسترده و ... بخش بزرگ حمایت های مردمی را به خود جذب می نمایند.

جا دارد همین جا از چند دستگاه حکومتی که خود را متولی مؤسسات خیریه می دانند این پرسش را مطرح کنیم که برای مواجه با این نوع موضوعات و چالش های دیگر مؤسسات خیریه که با سرنوشت این مؤسسات و زندگی اقشار آسیب پذیر و نیازمند جامعه وابسته است چه کرده اند و چه برنامه ای دارند.

پاسخ ما این است، انجام تعامل سازنده و پیوسته و همکاری های مشترک و تبادل نظر بین دستگاه های حکومتی و مؤسسات خیریه که ما نه تنها آن را توصیه می کنیم بلکه به انجام آن اصرار داریم.