جمعه, ۰۷ آبان ۱۴۰۰

مقاله ها

دانشنامه ـ مطالب مفید

کودکان و نوجوانانی که به دلیل فوت، طلاق و جدایی، زندانی شدن، بیماری صعب العلاج یا اعتیاد یکی یا هر دو والدین خود یا رها شدن، نیازمند حمایت و مراقبت می باشند، کودکان فاقد سرپرست مؤثرگفته می شوند و به ناچار ضرورت پیدا می کند تا در مراکز شبانه روزی بهزیستی به صورت دولتی یا خیریه ای تحت مراقبت و تربیت قرار گیرند. بخش دیگری از این کودکان این شانس و امکان را پیدا می کنند که کسانی به عنوان جانشین والدین سرپرستی، مراقبت و حضانت از آنان را بر عهده گیرند.

خانواده، بستگان، مادران یا افراد دیگری که متکفل سرپرستی این کودکان و نوجوانان می گردند و مراقبت و حضانت از آنان را عهده دار می شوند، با وجود عشق به مهربانی و یاری رسانی در بسیاری از موارد فاقد امکانات و توانائی مالی کافی جهت تأمین هزینه های این فرزندان می باشند و در مواردی به لحاظ فرهنگی، اجتماعی نیز بایستی مورد حمایت و معاضدت قرار گیرند.

از سوی دیگر افراد دلسوزی هستند که به لحاظ باورهای دینی و علایق انسانی و احساس مسئولیت اجتماعی می خواهند از این نوع کودکان و نوجوانان در درون خانواده هائی که این کودکان را تحت سرپرستی قرار داده اند، حمایت نمایند و با ارائه خدمات مالی، معیشتی، فرهنگی، آموزشی و اجتماعی، شرایط و امکان این نوع مراقبت و سرپرستی ها را تسهیل نمایند و در ضمن امر خیر و نیکوکاری را انجام دهند که به این عاشقان انسان دوستی حامی گفته می شود.

از آنجا که انجام این نوع حمایت ها بصورت فردی و پراکنده چندان آسان و موفق و راهگشای تأمین همه نیازهای مادی و معنوی فرزندان نمی باشد. تشکیل مؤسسات نیکوکاری و خیریه ای برای ساماندهی این خدمات و حمایتها، ضرورت پیدا می کند که عامل و دلیل تشکیل مؤسسات خیریه حامی ایتام می شود.

بدین ترتیب مؤسسات و مراکز خیریه متعددی در سراسر کشور تشکیل شده است که در حقیقت مأموریت مشترکی را عهده دار می باشند. اگر چه به لحاظ توانمندی، امکانات سبک مدیریت و انجام تعاملات و ارتباطات بین سازمانی و خدمت رسانی، جایگاه قانونی و شیوه مدیریت بصورت سلیقه ای با سبک و روشهای متفاوتی عمل می نمایند، هریک بخشی از نیاز این کودکان را تأمین می نمایند.

نکته مهم این است که به دلیل محدودیت امکانات، کمبود منابع مالی، پیچیدگی ها و سختی کار مراقبت از کودکانی که به دلیل نا مهربانی ها و مشاهده درگیری های خانوادگی و تحت تأثیر آسیب های اجتماعی معمولاً دارای شخصیتی آسیب پذیر و نامطمئن در مواجه با چالش های اجتماعی می باشند، لذا برای آنکه این کودکان عضو مفیدی برای خود و جامعه بوده و زندگی موفقی داشته باشند ضرورت دارد تا یک برنامه عملی و امکانات مناسب و دانش و مهارت زندگی امید بخش برای این فرزندان فراهم آید که معمولاً به طور کامل از عهده یک حامی، خانواده پذیرش کننده کودک و مؤسسه خیریه بر نمی آید.

از سوی دیگر شایسته نیست که این نوع برنامه و سبک زندگی توسط افرادی که با خانواده های پذیرنده و حامیان و مؤسسات حامی کودکان به اندازه کفایت ارتباط و اشراف ندارند تدوین گردد. این جاست که ایجاد یک ستاد مشترک مثلاً تحت عنوان انجمن یا مجمع مؤسسات خیریه حامی کودکان فاقد سرپرست مؤثر ضرورت پیدا می کند تا توسط نمایندگان و دست اندرکاران این مؤسسات تشکیل شود و این وظیفه مهم را به انجام رساند.

این مجمع یا انجمن میتواند با یک همکاری و تعامل گسترده و هم افزایی امکانات این مؤسسات و بدون دخالت در امور داخلی آنان شرایط مناسبی را برای حمایت و تربیت همه جانبه این فرزندان میهن عزیز فراهم آورد در ضمن این انجمن یا مجمع می تواند بیاری مؤسسات جدید التأسیس و مدافع حقوق کودکان نیز بشتابد و فرهنگ خیرخواهی و نیکوکاری را در کشور توسعه دهد.